آیرونیک نویسی . گواژیدن .

به گستاخی درآمد ، کی دلارام

گواژه چندخواهی زد ، بیارام .

( نظامی ) .

با دوستی بسیار فرهیخته ، شاعر و شعرشناس ، گپ و گفتی داشتیم درباره آیرونیک نویسی من .

این نوشته چکیده ای از آن گفت و گو است که هم در این تارنوشت و هم در تارنوشت زبانستان خودم می گذارم .

سخنم را با سروده ای از نظامی از خسرو و شیرین آغازاندم .

من مرادم از نوشتن ، شوخی نویسی ، دلبرانگی ، خنداندن و همه مانند این ها نیست ، که چیزی است که شاید گرته هایی از همه اینان را داشته باشند ، اما افزون بر آن ، نیشگونی بگیرد از خواننده و تلنگری بزند به او که : بخند ! اما به خنده بسنده نکن ! کمی هم اندیشه کن ، شاید تلخند بهتر از لبخند باشد ! شاید که باید گریه کنی ! شاید که باید نگاهی دیگر بیاندازی ، به همه چیز . یا به گفته سهراب : جور دیگر باید دید .

« آیرونیک » نویسی ، یا به پارسی « گواژیدن » ، روشی برای گفتن از دیدگاه ها ، نوشتن یا سرودن است .

من دوست دارم با گواژه نویسی ام ، هم بخندانم و هم بگریانم و هم بسوزانم و هم سرزنش کنم ، هم سوزنکاری کنم ، هم نیش بزنم و نیشگون بگیرم . از نگاه من ، زندگی و همه پدیده های آن ، نه تنها که پر است از خنده و لبخند و زیبایی ، که پر است از تلخند و نیشخند و زشتی . که اگر این دومین ها نباشند ، یکمین ها جایی برای خودنمایی ندارند .

تا زشتی نباشد که زیبایی دیده نمی شود و . . . . .

از سوکی دیگر ، راستش دوست دارم که همه زشتی ها را ، به هر زبانی که می گویم ، زیبا نویسی کنم و از واژگان زیبا بهره ببرم ، چه برای زیبایی ها و چه برای زشتی ها .

/ 0 نظر / 39 بازدید